...تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع و فرستادن سه صلوات برای ظهور امام زمان (عج) مجاز است...
از علی آموز اخلاص عمل
» اطلاعیه پنجمین دوره سراسری وبلاگ نویسی
» مسابقه سراسری عید غدیر خم
» آیین نامه مسابقه بزرگ وبلاگ نویسی غدیر ( جامعه مبلغین غدیر )
» معرفی جامعه مبلغین غدیر
» جوایز ششمین دوره مسابقه وبلاگ نویسی غدیر ( جامعه مبلغین غدیر )
» اینفوگرافی: مباهله؛سند حقیقت
» اینفوگرافی(داده نما) روز مباهله
» اینفوگرافی(داده نما) روز مباهله
» مباهله سندی بر حقانیت اهل بیت/ امیرالمومنین نفس پیامبر است
» ♥بسم الله الرحمن الرحیم♥
درباره ما

به وبلاگ امام علی (ع) و عید غدیر خم خوش آمدید . در این وبلاگ ما قصد داریم مردم را هرچند مختصر در باره عید سعید غدیر خم که یکی از اعیاد بزرگ شیعیان است آشنا نماییم . انشا الله خدا ما را در این راه کمک نماید . و من الله التوفیق
نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
از علی آموز اخلاص عمل
+ نویسنده emamali1394 در پنج‌شنبه 09 مهر 1394 | ارسال نظر(0)

از علی آموز اخلاص عمل

شیر حق را دان مطهر از دغل

در غزا بر پهلوانی دست یافت

زود شمشیری بر آورد و شتافت

او خدو انداخت در روی علی

افتخار هر نبی و هر ولی

آن خدو زد بر رخی که روی ماه

سجده آرد پیش او در سجده‌گاه

در زمان انداخت شمشیر آن علی

کرد او اندر غزااش کاهلی

گشت حیران آن مبارز زین عمل

وز نمودن عفو و رحمت بی‌محل

گفت بر من تیغ تیز افراشتی

از چه افکندی مرا بگذاشتی

آن چه دیدی بهتر از پیکار من

تا شدی تو سست در اشکار من

آن چه دیدی که چنین خشمت نشست

تا چنان برقی نمود و باز جست

آن چه دیدی که مرا زان عکس دید

در دل و جان شعله‌ای آمد پدید

آن چه دیدی برتر از کون و مکان

که به از جان بود و بخشیدیم جان

در شجاعت شیر ربانیستی

در مروت خود کی داند کیستی

در مروت ابر موسیی بتیه

کآمد از وی خوان و نان بی‌شبیه

ابرها گندم دهد کان را بجهد

پخته و شیرین کند مردم چو شهد

ابر موسی پر رحمت بر گشاد

پخته و شیرین بی زحمت بداد

از برای پخته‌خواران کرم

رحمتش افراخت در عالم علم

تا چهل سال آن وظیفه و آن عطا

کم نشد یک روز زان اهل رجا

تا هم ایشان از خسیسی خاستند

گندنا و تره و خس خواستند

امت احمد که هستید از کرام

تا قیامت هست باقی آن طعام

چون ابیت عند ربی فاش شد

یطعم و یسقی کنایت ز آش شد

هیچ بی‌تاویل این را در پذیر

تا در آید در گلو چون شهد و شیر

زانک تاویلست وا داد عطا

چونک بیند آن حقیقت را خطا

آن خطا دیدن ز ضعف عقل اوست

عقل کل مغزست و عقل جزو پوست

خویش را تاویل کن نه اخبار را

مغز را بد گوی نه گلزار را

ای علی که جمله عقل و دیده‌ای

شمه‌ای واگو از آنچ دیده‌ای

تیغ حلمت جان ما را چاک کرد

آب علمت خاک ما را پاک کرد

بازگو دانم که این اسرار هوست

زانک بی شمشیر کشتن کار اوست

صانع بی آلت و بی جارحه

واهب این هدیه‌های رابحه

صد هزاران می چشاند هوش را

که خبر نبود دو چشم و گوش را

باز گو ای باز عرش خوش‌شکار

تا چه دیدی این زمان از کردگار

چشم تو ادراک غیب آموخته

چشمهای حاضران بر دوخته

آن یکی ماهی همی‌بیند عیان

وان یکی تاریک می‌بیند جهان

وان یکی سه ماه می‌بیند بهم

این سه کس بنشسته یک موضع نعم

چشم هر سه باز و گوش هر سه تیز

در تو آویزان و از من در گریز

سحر عین است این عجب لطف خفیست

بر تو نقش گرگ و بر من یوسفیست

عالم ار هجده هزارست و فزون

هر نظر را نیست این هجده زبون

راز بگشا ای علی مرتضی

ای پس سؤ القضا حسن القضا

یا تو واگو آنچ عقلت یافتست

یا بگویم آنچ برمن تافتست

از تو بر من تافت چون داری نهان

می‌فشانی نور چون مه بی زبان

لیک اگر در گفت آید قرص ماه

شب روان را زودتر آرد به راه

از غلط ایمن شوند و از ذهول

بانگ مه غالب شود بر بانگ غول

ماه بی گفتن چو باشد رهنما

چون بگوید شد ضیا اندر ضیا

چون تو بابی آن مدینهٔ علم را

چون شعاعی آفتاب حلم را

باز باش ای باب بر جویای باب

تا رسد از تو قشور اندر لباب

باز باش ای باب رحمت تا ابد

بارگاه ما له کفوا احد

هر هوا و ذره‌ای خود منظریست

نا گشاده کی گود کانجا دریست

تا بنگشاید دری را دیدبان

در درون هرگز نجنبد این گمان

چون گشاده شد دری حیران شود

مرغ اومید و طمع پران شود

غافلی ناگه به ویران گنج یافت

سوی هر ویران از آن پس می‌شتافت

تا ز درویشی نیابی تو گهر

کی گهر جویی ز درویشی دگر

سالها گر ظن دود با پای خویش

نگذرد ز اشکاف بینیهای خویش

تا ببینی نایدت از غیب بو

غیر بینی هیچ می‌بینی بگو

مولوی


...تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...